راستشو بخوای تنبلیم میاد بنویسم
نمی دونم چی به چیه
چی دلم می خواد چی نمی خواد
ولی خب یه حقیقتیه که دارم مث سگ از روزای آخر استفاده می کنم و دلم نمی خواد چیزای دیگه برینه به اعصابم
خوابم میاد
امروز هر چقدر خوش گذشت همون قدرم خسته شدم
خسته که نه پاره شدم
ولی قشنگه
راستشو بخوای نمی دونم چجوری می خوام این مدتو سر کنم
از الان دلم واسه این روزا تنگ شده
تفریحا یه مدت کوتاهی توی زندگی ما دارن
بدون هیچ دلیلی
مرتیکه گنده لاشی
چقدر مژده حرص خورد
واقعا قشنگ بود
اون 1 و اون 1 خیلی قشنگ بودن
خوابم میاد
چشام داره بسته میشه
امروز مرتیکه یه جوری سیگار دود می کرد کل دودش تو چشمم بود
بگا رفته چشمم
+نریم؟
.+چرا! چرا! بریم.
+ حالا دارم شوخی می کنما. اگه نمی خواین نریم.
.+پس نریم.
+گوه خوردم. پاشیم بریم.
وقتی همه مون می خندیم. این دیالوگا 1
آخرشم نرفتیم. یعنی رفتیم ولی اون موقع نرفتیم
خود جواد خیابانیم اینقد کصشر نمی گه
دارم میمیرم از خواب
فردا دوباره صبح زود باید بیدار شم.
خوابم میاد ولی من.
برچسب:
نویسنده: طاها رضوانی